سطح B2فعل

hänseln

مسخره کردن

English: to tease, to mock

صرف فعل hänseln

حال
er hänselt
گذشته‌ی ساده
hänselte
پرفکت
hat gehänselt
امری
hänsle! / hänselt!
  • ich hänsle
  • du hänselst
  • er/sie/es hänselt
  • wir hänseln
  • ihr hänselt
  • sie hänseln

جمله‌ی مثال با hänseln

  • Die Kinder hänselten den neuen Schüler wegen seiner Brille.

    بچه‌ها دانش‌آموز جدید را به خاطر عینکش مسخره کردند.

  • Die Kinder hänseln den neuen Schüler wegen seiner Brille.

    بچه‌ها دانش‌آموز جدید را به خاطر عینکش مسخره می‌کنند.

«hänseln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.