[ˈhɛnzl̩n]
مسخره کردن
معنی، مثال و مترادفِ hänseln ←Die Kinder hänselten den neuen Schüler wegen seiner Brille.
بچهها دانشآموز جدید را به خاطر عینکش مسخره کردند.
Die Kinder hänseln den neuen Schüler wegen seiner Brille.
بچهها دانشآموز جدید را به خاطر عینکش مسخره میکنند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی