سطح A2فعل

ärgern

عصبانی کردن، اذیت کردن

English: to annoy, to anger

صرف فعل ärgern

حال
er ärgert
گذشته‌ی ساده
ärgerte
پرفکت
hat geärgert
امری
ärgere! / ärgert!
  • ich ärgere
  • du ärgerst
  • er/sie/es ärgert
  • wir ärgern
  • ihr ärgert
  • sie ärgern

جمله‌ی مثال با ärgern

  • Hör auf, sie zu ärgern!

    دست بردار از اذیت کردنش!

«ärgern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.