سطح B1فعل

grenzen

مرز داشتن

English: to border

صرف فعل grenzen

حال
er grenzt
گذشته‌ی ساده
grenzte
پرفکت
hat gegrenzt
امری
grenze! / grenzt!
  • ich grenze
  • du grenzt
  • er/sie/es grenzt
  • wir grenzen
  • ihr grenzt
  • sie grenzen

جمله‌ی مثال با grenzen

  • Die USA grenzen im Norden an Kanada.

    آمریکا از شمال با کانادا هم‌مرزه.

«grenzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.