سطح B1فعل

genehmigen

تأیید کردن

English: to approve, to authorize

صرف فعل genehmigen

حال
er genehmigt
گذشته‌ی ساده
genehmigte
پرفکت
hat genehmigt
امری
genehmige! / genehmigt!
  • ich genehmige
  • du genehmigst
  • er/sie/es genehmigt
  • wir genehmigen
  • ihr genehmigt
  • sie genehmigen

جمله‌ی مثال با genehmigen

  • Der Chef muss den Antrag genehmigen.

    رئیس باید درخواست را تأیید کند.

«genehmigen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.