روبهرو بودن، مقابل بودن
English: to face, to be opposite
Was fühlen Sie wirklich, wenn Sie Ihrem Chef gegenüberstehen?
وقتی روبهروی رئیست میایستی، واقعاً چه حسی داری؟
«gegenüberstehen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.