سطح C2فعل

gegenüberstehen

روبه‌رو بودن، مقابل بودن

English: to face, to be opposite

صرف فعل gegenüberstehen

حال
er steht gegenüber
گذشته‌ی ساده
stand gegenüber
پرفکت
hat gegenübergestanden
امری
steh gegenüber! / steht gegenüber!
  • ich stehe gegenüber
  • du stehst gegenüber
  • er/sie/es steht gegenüber
  • wir stehen gegenüber
  • ihr steht gegenüber
  • sie stehen gegenüber

جمله‌ی مثال با gegenüberstehen

  • Was fühlen Sie wirklich, wenn Sie Ihrem Chef gegenüberstehen?

    وقتی روبه‌روی رئیست می‌ایستی، واقعاً چه حسی داری؟

«gegenüberstehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.