روبهرو شدن، ایستادن
English: to confront, to face
Ich kann Tom jetzt nicht gegenübertreten.
الان نمیتوانم با تام روبهرو شوم.
«gegenübertreten» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.