سطح B2فعل

gefährden

به خطر انداختن

English: to endanger

صرف فعل gefährden

حال
er gefährdet
گذشته‌ی ساده
gefährdete
پرفکت
hat gefährdet
امری
gefährd! / gefährdet!
  • ich gefährde
  • du gefährdest
  • er/sie/es gefährdet
  • wir gefährden
  • ihr gefährdet
  • sie gefährden

جمله‌ی مثال با gefährden

  • Impfgegner gefährden Menschenleben.

    ضد واکسنها جون مردم رو به خطر میندازن.

«gefährden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.