سطح C1فعل

gebieten

فرمان دادن، حکم کردن

English: to command, to decree

صرف فعل gebieten

حال
er gebietet
گذشته‌ی ساده
gebot
پرفکت
hat geboten
امری
gebiet! / gebietet!
  • ich gebiete
  • du gebietest
  • er/sie/es gebietet
  • wir gebieten
  • ihr gebietet
  • sie gebieten

جمله‌ی مثال با gebieten

  • Du musst Tom Einhalt gebieten!

    باید جلوی تام را بگیری!

«gebieten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.