سطح B2فعل

frischen

تازه کردن

English: to freshen, to refresh

صرف فعل frischen

حال
er frischt
گذشته‌ی ساده
frischte
پرفکت
hat gefrischt
امری
frische! / frischt!
  • ich frische
  • du frischst
  • er/sie/es frischt
  • wir frischen
  • ihr frischt
  • sie frischen

جمله‌ی مثال با frischen

  • Ich möchte frischen Fisch essen.

    می‌خواهم ماهی تازه بخورم.

«frischen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.