ادامه یافتن، پابرجا ماندن
English: to continue to exist
Der Anthropologe berichtet, dass in der Gegend sonderbare Bräuche fortbestehen.
مردمشناس گزارش میدهد که در آن منطقه آداب و رسوم عجیبی همچنان پابرجاست.
«fortbestehen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.