سطح C2فعل

fortbestehen

ادامه یافتن، پابرجا ماندن

English: to continue to exist

صرف فعل fortbestehen

حال
er besteht fort
گذشته‌ی ساده
bestand fort
پرفکت
hat fortbestanden
امری
besteh fort! / besteht fort!
  • ich bestehe fort
  • du bestehst fort
  • er/sie/es besteht fort
  • wir bestehen fort
  • ihr besteht fort
  • sie bestehen fort

جمله‌ی مثال با fortbestehen

  • Der Anthropologe berichtet, dass in der Gegend sonderbare Bräuche fortbestehen.

    مردم‌شناس گزارش می‌دهد که در آن منطقه آداب و رسوم عجیبی همچنان پابرجاست.

«fortbestehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.