سطح C2فعل

fortbringen

بردن، دور کردن

English: to carry away, to remove

صرف فعل fortbringen

حال
er bringt fort
گذشته‌ی ساده
brachte fort
پرفکت
hat fortgebracht
امری
bring fort! / bringt fort!
  • ich bringe fort
  • du bringst fort
  • er/sie/es bringt fort
  • wir bringen fort
  • ihr bringt fort
  • sie bringen fort

جمله‌ی مثال با fortbringen

  • Kannst du den Müll fortbringen?

    می‌توانی زباله را ببری؟

«fortbringen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.