سطح B2فعل

federn

فنر کردن

English: to spring, bounce

صرف فعل federn

حال
er federt
گذشته‌ی ساده
federte
پرفکت
hat gefedert
امری
feder! / federt!
  • ich federe
  • du federst
  • er/sie/es federt
  • wir federn
  • ihr federt
  • sie federn

جمله‌ی مثال با federn

  • Die Matratze federt bei jeder Bewegung.

    تشک با هر حرکت فنر می‌کند.

«federn» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.