سطح C2فعل

fasern

الیاف شدن، رشته رشته شدن

English: to fray, to become fibrous

صرف فعل fasern

حال
er fasert
گذشته‌ی ساده
faserte
پرفکت
hat gefasert
امری
—! / —!
  • ich —
  • du —
  • er/sie/es fasert
  • wir fasern
  • ihr —
  • sie fasern

جمله‌ی مثال با fasern

  • Das Fleisch ist heute etwas faserig.

    گوشت امروز کمی رشته‌رشته است.

«fasern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.