سطح C2فعل

faszinieren

مجذوب کردن، افسون کردن

English: to fascinate

صرف فعل faszinieren

حال
er fasziniert
گذشته‌ی ساده
faszinierte
پرفکت
hat fasziniert
امری
fasziniere! / fasziniert!
  • ich fasziniere
  • du faszinierst
  • er/sie/es fasziniert
  • wir faszinieren
  • ihr fasziniert
  • sie faszinieren

جمله‌ی مثال با faszinieren

  • Katzen faszinieren mich.

    گربه‌ها مرا مجذوب خود می‌کنند.

«faszinieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.