سطح C2فعل

faulenzen

تنبلی کردن، بیکار نشستن

English: to laze, to idle

صرف فعل faulenzen

حال
er faulenzt
گذشته‌ی ساده
faulenzte
پرفکت
hat gefaulenzt
امری
faulenze! / faulenzt!
  • ich faulenze
  • du faulenzt
  • er/sie/es faulenzt
  • wir faulenzen
  • ihr faulenzt
  • sie faulenzen

جمله‌ی مثال با faulenzen

  • Du darfst nicht faulenzen.

    نباید تنبلی کنی.

«faulenzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.