تأسیس کردن، بنیان نهادن
English: to establish, to found
Wir brauchen alle Zeit der Welt, um Esperanto weitläufig zu etablieren.
ما به تمام وقت دنیا نیاز داریم تا اسپرانتو را به طور گسترده جا بیندازیم.
«etablieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.