بالغ شدن، بزرگ شدن
English: to grow up, to become adult
Er ist zu einem erwachsenen Mann herangewachsen.
او به یک مرد بالغ تبدیل شده است.
«erwachsen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.