سطح C2فعل

erklingen

طنین‌انداز شدن، به صدا درآمدن

English: to resound, to ring out

صرف فعل erklingen

حال
er erklingt
گذشته‌ی ساده
erklang
پرفکت
ist erklungen
امری
erkling! / erklingt!
  • ich erklinge
  • du erklingst
  • er/sie/es erklingt
  • wir erklingen
  • ihr erklingt
  • sie erklingen

جمله‌ی مثال با erklingen

  • In der Ferne erklingen Lieder.

    از دور آوازهایی به گوش می‌رسد.

«erklingen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.