سطح C1فعل

erleiden

تحمل کردن، متحمل شدن

English: to suffer, to undergo

صرف فعل erleiden

حال
er erleidet
گذشته‌ی ساده
erlitt
پرفکت
hat erlitten
امری
erleide! / erleidet!
  • ich erleide
  • du erleidest
  • er/sie/es erleidet
  • wir erleiden
  • ihr erleidet
  • sie erleiden

جمله‌ی مثال با erleiden

  • Du wirst keinen Schaden erleiden.

    آسیبی نخواهی دید.

«erleiden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.