سطح C2فعل

davontragen

به‌دنبال بردن، متحمل شدن

English: to carry off, to sustain

صرف فعل davontragen

حال
er trägt davon
گذشته‌ی ساده
trug davon
پرفکت
hat davongetragen
امری
trag davon! / tragt davon!
  • ich trage davon
  • du trägst davon
  • er/sie/es trägt davon
  • wir tragen davon
  • ihr tragt davon
  • sie tragen davon

جمله‌ی مثال با davontragen

  • Tom wird bei dem Wettbewerb, denke ich, den Sieg davontragen.

    فکر می‌کنم تام در این مسابقه پیروز خواهد شد.

«davontragen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.