سطح C2فعل

ergattern

گیر آوردن

English: to get hold of, to snag

صرف فعل ergattern

حال
er ergattert
گذشته‌ی ساده
ergatterte
پرفکت
hat ergattert
امری
ergattere! / ergattert!
  • ich ergattere
  • du ergatterst
  • er/sie/es ergattert
  • wir ergattern
  • ihr ergattert
  • sie ergattern

جمله‌ی مثال با ergattern

  • Tom kam früh, um einen guten Platz zu ergattern.

    عشق به انسان‌ها جوهره‌ی حس‌گرایی است و شناخت انسان‌ها جوهره‌ی خرد.

«ergattern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.