سطح B2فعل

entlegen

دورافتاده

English: remote

صرف فعل entlegen

حال
es liegt entlegen
گذشته‌ی ساده
es lag entlegen
پرفکت
hat entlegen gelegen

جمله‌ی مثال با entlegen

  • Das Dorf liegt sehr entlegen.

    آن روستا خیلی دورافتاده است.

مترادف و متضاد

مترادف

متضاد

«entlegen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.