سطح C2فعل

entgleisen

از ریل خارج شدن، منحرف شدن

English: to derail, to go off the rails

صرف فعل entgleisen

حال
er entgleist
گذشته‌ی ساده
entgleiste
پرفکت
ist entgleist
امری
entgleise! / entgleist!
  • ich entgleise
  • du entgleist
  • er/sie/es entgleist
  • wir entgleisen
  • ihr entgleist
  • sie entgleisen

جمله‌ی مثال با entgleisen

  • Der Zug entgleiste wegen eines Hindernisses auf den Schienen.

    قطار به دلیل مانعی روی ریل از ریل خارج شد.

«entgleisen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.