از ریل خارج شدن، منحرف شدن
English: to derail, to go off the rails
Der Zug entgleiste wegen eines Hindernisses auf den Schienen.
قطار به دلیل مانعی روی ریل از ریل خارج شد.
«entgleisen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.