[ɛntˈɡlaɪ̯zn̩]
از ریل خارج شدن، منحرف شدن
معنی، مثال و مترادفِ entgleisen ←Der Zug entgleiste wegen eines Hindernisses auf den Schienen.
قطار به دلیل مانعی روی ریل از ریل خارج شد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی