سطح A2فعل

einziehen

نقل مکان کردن به (اسباب‌کشی به داخل)

English: to move in (to a place)

صرف فعل einziehen

حال
er zieht ein
گذشته‌ی ساده
zog ein
پرفکت
ist eingezogen
امری
zieh ein! / zieht ein!
  • ich ziehe ein
  • du ziehst ein
  • er/sie/es zieht ein
  • wir ziehen ein
  • ihr zieht ein
  • sie ziehen ein

جمله‌ی مثال با einziehen

  • Wann können wir in die Wohnung einziehen?

    چه زمانی می‌توانیم به آپارتمان اسباب‌کشی کنیم؟

  • Wir sind gestern in die neue Wohnung eingezogen.

    ما دیروز به آپارتمان جدید نقل مکان کردیم.

مترادف و متضاد

مترادف

«einziehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.