سطح C1فعل

engagieren

درگیر شدن، متعهد شدن

English: to engage, to commit

صرف فعل engagieren

حال
er engagiert
گذشته‌ی ساده
engagierte
پرفکت
hat engagiert
امری
engagiere! / engagiert!
  • ich engagiere
  • du engagierst
  • er/sie/es engagiert
  • wir engagieren
  • ihr engagiert
  • sie engagieren

جمله‌ی مثال با engagieren

  • Ich wollte Tom engagieren.

    می‌خواستم تام را استخدام کنم.

«engagieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.