سطح C2فعل

einsitzen

زندانی بودن

English: to be current, to circulate

صرف فعل einsitzen

حال
er sitzt ein
گذشته‌ی ساده
saß ein
پرفکت
hat eingesessen
امری
sitze ein! / sitzt ein!
  • ich sitze ein
  • du sitzt ein
  • er/sie/es sitzt ein
  • wir sitzen ein
  • ihr sitzt ein
  • sie sitzen ein

جمله‌ی مثال با einsitzen

  • Er sitzt seit fünf Jahren wegen Diebstahls ein.

    او پنج سال است به خاطر دزدی زندانی است.

«einsitzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.