[ˈaɪ̯nˌzɪt͡sn̩]
زندانی بودن
معنی، مثال و مترادفِ einsitzen ←Er sitzt seit fünf Jahren wegen Diebstahls ein.
او پنج سال است به خاطر دزدی زندانی است.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی