سطح C2فعل

einfliegen

پرواز ورودی داشتن، وارد کردن

English: to fly in, to import by air

صرف فعل einfliegen

حال
er fliegt ein
گذشته‌ی ساده
flog ein
پرفکت
ist eingeflogen
امری
flieg ein! / fliegt ein!
  • ich fliege ein
  • du fliegst ein
  • er/sie/es fliegt ein
  • wir fliegen ein
  • ihr fliegt ein
  • sie fliegen ein

جمله‌ی مثال با einfliegen

  • Wir müssen die neuen Möbel einfliegen.

    ما باید مبلمان جدید را با هواپیما وارد کنیم.

«einfliegen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.