پرواز ورودی داشتن، وارد کردن
English: to fly in, to import by air
Wir müssen die neuen Möbel einfliegen.
ما باید مبلمان جدید را با هواپیما وارد کنیم.
«einfliegen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.