سطح C2فعل

einflößen

القا کردن، وارد کردن

English: to instill, to infuse

صرف فعل einflößen

حال
er flößt ein
گذشته‌ی ساده
flößte ein
پرفکت
hat eingeflößt
امری
flöße ein! / flößt ein!
  • ich flöße ein
  • du flößt ein
  • er/sie/es flößt ein
  • wir flößen ein
  • ihr flößt ein
  • sie flößen ein

جمله‌ی مثال با einflößen

  • Der Trainer flößte den Spielern Mut ein.

    مربی به بازیکنان شجاعت القا کرد.

«einflößen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.