القا کردن، وارد کردن
English: to instill, to infuse
Der Trainer flößte den Spielern Mut ein.
مربی به بازیکنان شجاعت القا کرد.
«einflößen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.