سطح C2فعل

durchstellen

وصل کردن

English: to put through

صرف فعل durchstellen

حال
er stellt durch
گذشته‌ی ساده
stellte durch
پرفکت
hat durchgestellt
امری
stell durch! / stellt durch!
  • ich stelle durch
  • du stellst durch
  • er/sie/es stellt durch
  • wir stellen durch
  • ihr stellt durch
  • sie stellen durch

جمله‌ی مثال با durchstellen

  • Sollte ich Sie durchstellen?

    باید تماس را وصل کنم؟

«durchstellen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.