سطح C1فعل

unterdrücken

سرکوب کردن

English: to suppress, to oppress

صرف فعل unterdrücken

حال
er unterdrückt
گذشته‌ی ساده
unterdrückte
پرفکت
hat unterdrückt
امری
unterdrücke! / unterdrückt!
  • ich unterdrücke
  • du unterdrückst
  • er/sie/es unterdrückt
  • wir unterdrücken
  • ihr unterdrückt
  • sie unterdrücken

جمله‌ی مثال با unterdrücken

  • Jim konnte seine Wut unterdrücken.

    جیم توانست خشم خود را سرکوب کند.

«unterdrücken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.