سطح B2فعل

pressen

فشار آوردن، چاپ زدن

English: to press, to print

صرف فعل pressen

حال
er presst
گذشته‌ی ساده
presste
پرفکت
hat gepresst
امری
press! / presst!
  • ich presse
  • du presst
  • er/sie/es presst
  • wir pressen
  • ihr presst
  • sie pressen

جمله‌ی مثال با pressen

  • Wir pressen die Orangen aus.

    ما پرتقال‌ها را می‌فشاریم.

«pressen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.