سطح C2فعل

drängeln

هل دادن، فشار آوردن

English: to jostle, to push

صرف فعل drängeln

حال
er drängelt
گذشته‌ی ساده
drängelte
پرفکت
hat gedrängelt
امری
drängle! / drängelt!
  • ich drängle
  • du drängelst
  • er/sie/es drängelt
  • wir drängeln
  • ihr drängelt
  • sie drängeln

جمله‌ی مثال با drängeln

  • Hör auf zu drängeln.

    دیگه هل نده.

«drängeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.