سطح C2فعل

drankriegen

گیر انداختن، سر کار گذاشتن

English: to catch, to trick

صرف فعل drankriegen

حال
er kriegt dran
گذشته‌ی ساده
kriegte dran
پرفکت
hat drangekriegt
امری
krieg dran! / kriegt dran!
  • ich kriege dran
  • du kriegst dran
  • er/sie/es kriegt dran
  • wir kriegen dran
  • ihr kriegt dran
  • sie kriegen dran

جمله‌ی مثال با drankriegen

  • Die Polizei konnte den Dieb drankriegen.

    پلیس توانست دزد را گیر بیندازد.

«drankriegen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.