سطح C2فعل

deponieren

به امانت گذاشتن، سپردن

English: to deposit, to entrust

صرف فعل deponieren

حال
er deponiert
گذشته‌ی ساده
deponierte
پرفکت
hat deponiert
امری
deponiere! / deponiert!
  • ich deponiere
  • du deponierst
  • er/sie/es deponiert
  • wir deponieren
  • ihr deponiert
  • sie deponieren

جمله‌ی مثال با deponieren

  • Sie deponierte ihr Gepäck am Bahnhof.

    او چمدانش را در ایستگاه قطار به امانت گذاشت.

«deponieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.