[depoˈniːʁən]
به امانت گذاشتن، سپردن
معنی، مثال و مترادفِ deponieren ←Sie deponierte ihr Gepäck am Bahnhof.
او چمدانش را در ایستگاه قطار به امانت گذاشت.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی