سطح C2فعل

deprimieren

افسرده کردن

English: to depress

صرف فعل deprimieren

حال
er deprimiert
گذشته‌ی ساده
deprimierte
پرفکت
hat deprimiert
امری
deprimiere! / deprimiert!
  • ich deprimiere
  • du deprimierst
  • er/sie/es deprimiert
  • wir deprimieren
  • ihr deprimiert
  • sie deprimieren

جمله‌ی مثال با deprimieren

  • Die Wahlergebnisse deprimieren mich.

    نتایج انتخابات مرا افسرده می‌کند.

«deprimieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.