سطح C1فعل

brüsten

لاف زدن، فخر فروختن

English: to boast, to brag

صرف فعل brüsten

حال
er brüstet
گذشته‌ی ساده
brüstete
پرفکت
hat gebrüstet
امری
brüst! / brüstet!
  • ich brüste
  • du brüstest
  • er/sie/es brüstet
  • wir brüsten
  • ihr brüstet
  • sie brüsten

جمله‌ی مثال با brüsten

  • Er brüstet sich mit seinen Erfolgen.

    او به موفقیت‌هایش می‌بالد.

«brüsten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.