سطح C1فعل

brocken

خرد کردن، تکه کردن

English: to crumble, break into pieces

صرف فعل brocken

حال
er brockt
گذشته‌ی ساده
brockte
پرفکت
hat gebrockt
امری
brocke! / brockt!
  • ich brocke
  • du brockst
  • er/sie/es brockt
  • wir brocken
  • ihr brockt
  • sie brocken

جمله‌ی مثال با brocken

  • Sie brockte das Brot in die Suppe.

    او نان را در سوپ تکه کرد.

«brocken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.