سطح B2فعل

blockieren

مسدود کردن

English: to block

صرف فعل blockieren

حال
er blockiert
گذشته‌ی ساده
blockierte
پرفکت
hat blockiert
امری
blockier! / blockiert!
  • ich blockiere
  • du blockierst
  • er/sie/es blockiert
  • wir blockieren
  • ihr blockiert
  • sie blockieren

جمله‌ی مثال با blockieren

  • Ein Gerinnsel kann die Ader blockieren.

    یک لخته می‌تواند رگ را مسدود کند.

مترادف و متضاد

«blockieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.