سطح B2فعل

blinzeln

چشمک زدن

English: to blink

صرف فعل blinzeln

حال
er blinzelt
گذشته‌ی ساده
blinzelte
پرفکت
hat geblinzelt
امری
blinzle! / blinzelt!
  • ich blinzle
  • du blinzelst
  • er/sie/es blinzelt
  • wir blinzeln
  • ihr blinzelt
  • sie blinzeln

جمله‌ی مثال با blinzeln

  • Auf keinen Fall blinzeln!

    به هیچ وجه پلک نزن!

«blinzeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.