سطح C2فعل

blechen

پول دادن، گریه ریختن

English: to pay up, to shell out

صرف فعل blechen

حال
er blecht
گذشته‌ی ساده
blechte
پرفکت
hat geblecht
امری
blech! / blecht!
  • ich bleche
  • du blechst
  • er/sie/es blecht
  • wir blechen
  • ihr blecht
  • sie blechen

جمله‌ی مثال با blechen

  • Für die Reparatur musste ich viel blechen.

    برای تعمیر مجبور شدم کلی پول بدهم.

«blechen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.