پول دادن، گریه ریختن
English: to pay up, to shell out
Für die Reparatur musste ich viel blechen.
برای تعمیر مجبور شدم کلی پول بدهم.
«blechen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.