[ˈblɛçn̩]
پول دادن، گریه ریختن
معنی، مثال و مترادفِ blechen ←Für die Reparatur musste ich viel blechen.
برای تعمیر مجبور شدم کلی پول بدهم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی