[bəˈvɛːʁən]
ثابت شدن، آزموده شدن
معنی، مثال و مترادفِ bewähren ←Nur echter Stein kann echtes Gold bewähren.
فقط سنگ واقعی میتواند طلای واقعی را محک بزند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی