مرخص دادن، معلق کردن
English: to grant leave, to suspend
Der Chef musste den Mitarbeiter vorübergehend beurlauben.
رئیس مجبور شد کارمند را موقتاً مرخص کند.
«beurlauben» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.