مرخصی، تعلیق
English: leave, suspension
Die Beurlaubung des Lehrers wurde vom Direktor genehmigt.
مرخصی معلم توسط مدیر تأیید شد.
«Beurlaubung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.