سطح C2فعل

besiegeln

مهر کردن، تأیید کردن

English: to seal, to confirm

صرف فعل besiegeln

حال
er besiegelt
گذشته‌ی ساده
besiegelte
پرفکت
hat besiegelt
امری
besiegele! / besiegelt!
  • ich besiegele
  • du besiegelst
  • er/sie/es besiegelt
  • wir besiegeln
  • ihr besiegelt
  • sie besiegeln

جمله‌ی مثال با besiegeln

  • Der Sieg besiegelte das Schicksal des Landes.

    پیروزی سرنوشت کشور را مهر کرد.

«besiegeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.