[bəˈziːɡl̩n]
مهر کردن، تأیید کردن
معنی، مثال و مترادفِ besiegeln ←Der Sieg besiegelte das Schicksal des Landes.
پیروزی سرنوشت کشور را مهر کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی